بایگانی

عکس مربوط به تیم Adventure consultants  می‌باشد که چهارنفر از اعضای تیم‌شان در حادثه سال 1996 کشته شدند. هرگز کوهنورد خوبی نبودم و هنوز هم به تلخی از کوه‌هایی که رفتم یاد می‌کنم ولی با این‌همه نمی‌توانم کتمان کنم که به تک‌تک کوه‌هایی که رفته‌ام، چه به قله رسیده باشم یا نه، افتخار می‌کنم. همیشه با مخلوطی از هیجان و ترس کوهنوردیم را شروع می‌کردم و شده که درحالیکه بقیه به راحتی گویی در خیابان قدم می‌زنند، کوهنوردی می‌کنند من چهاردست و پا در مسیر حرکت می‌کردم، پیش آمد که با خودم فکر می‌کردم تنها چیزی که می‌خواهم این است که پایم را روی زمین صاف بگذارم ولی همیشه هم وقتی سلامت برگشتم خستگی دلپذیر و غرور انجام کار سخت ...

دوستان گرامی سلام، همان طور که بیشتر دوستان اهاالی امروز در جریان هستند، برگزاری مراسم شب یلدای امسال با کش و قوس هایی همراه شد. با توجه به صحبتهایی که در چند روز اخیر انجام شد، به نظر می رسد برگزاری مراسم در کاشان و در تاریخ 5 و 6 دیماه (پنج شنبه و جمعه) تا حدودی قطعی باشد. موضوع را به صورت پیامک برای همه دوستان می فرستم. ممنون می شوم اگر نظری در این زمینه هست، زودتر اعلام کنید. در ضمن مسائل مربوط به سایت اهالی را هم می توانیم در همین مراسم بیشتر بررسی کنیم (این جمله را نوشتم شاید بعضی ها انگیزه پیدا کردند و در مراسم امسال شرکت کردند!) مشتاقانه منتظر پذیرایی از همه دوستان ...

دوستان اهالی سلام، چند وقتی هست که وبلاگ دچار مشکل شده، از جمله اینکه با وجود فعال کردن گزینه ” نظرخواهی برای این پست فعال باشد” باز هم وقتی چند وقتی از آپ کردن مطلب میگذره باید نظرات رو تایید کرد. من خیلی سعی کردم مشکل رو برطرف کنم و متاسفانه نتونستم توی تنظیمات مربوط به قالب وبلاگ رفعش کنم، برای همین فکر کردم شاید مشکل از قالب باشه و اگر دقت کرده باشین توی چند روز اخیر چندبار قالب رو عوض کردم اما متاسفانه هر کدوم از قالب ها یک مشکلی دارند و عمده ترین شون اینه که نمیشه قسمت های ناخواسته رو به راحتی حذف کرد. غیر از اون موقع این ثبت و تغییرات با خود بلاگفا هم ...

قبل از این مطلب ، تصمیم داشتم در مورد کنسرت همایون شجریان که اوایل همین ماه در اراک برگزار شد و اتفاقاتی که پیش آمد مطلب و گزارشی تهیه کنم که بحث شب یلدا و مطالب اخیر پیش آمد و هر موقع تصمیم گرفتم در بخش نظرات مطلبی بنویسم با مطلب جدیدی مواجه شدم. اگر بخواهم از دید مثبت به قضیه نگاه کنم باید شب یلدا را به فال نیک گرفت چرا که باعث می شود دوستان عزیز سری به وبلاگ بزنند و چند صباحی بحث هایی به جریان بیافتد و دوباره به جریان زندگی برگردند تا شب یلدای بعدی و اما از جنبه انتقادی آن  اینکه چه بحث هایی مطرح می شود و چگونه و مسایلی نادیده گرفته می ...

با سلام به  دوستان عزیز اهالی امروز با تشکر دوباره و مجدد از همه ی دوستانی که در سال های گذشته میزبانی مراسم شب یلدا را بر عهده گرفته بودند. با اجازه از همه دوستان اگر موافق باشند مراسم شب یلدای امسال در تهران و در خانه من برگزار شود.. از همه دوستان اهالی امروز برای مراسم شب یلدا در روز پنجشنبه 30 آذرماه دعوت می نمایم. طبق روال هر سال مراسم در دو روز برگزار می شود و در روز جمعه من پیشنهاد رفتن به شهرک سینمایی فارابی را می دهم. لطفا دوستان نظرات و پیشنهادات خود را بیان نمایند. بی صبرانه مشتاق دیدار تمام عزیزان هستم. +10-2

  بعد نوشتی که اول می‌آید: حدود یکماهی است که متن ادامه را نوشته‌ام. مدام به آن فکر کرده و چندین بار تصحیح‌اش کرده‌ام. اما تا امروز و اکنون در گذاشتنش شک دارم. به ویژه بعد از خواندن مطلب الف تنهای گرامی که به نظر می آید از نظر ایشان و شاید بقیه دوستان بحث‌های شب یلدا پایان یافته و مسائل حل شده است، اما متاسفانه برای من اینطور نیست و بر خلاف نظر الف تنها به نظر من شب یلدا صندلی داغ بی نام نبوده بلکه به نوعی صندلی داغی برای همه ما بوده است. مهمترین دلیلی که باعث شد نهایتا تصمیم به گذاشتن این مطلب بگیرم این است که از آن زمان تا کنون مرتب مسائلی (چه در ...

سلام چیه، اونطوری نگام نکینن. میدونم که کتاب معرفی نکردم… نگین که تا حالا خودتون به همه قول هایی که دادین عمل کردین. دوستانی که با من در ارتباط هستن میدونن که من به چارلی چاپلین تو فیلم عصر جدید گفتم زکی (ببخشید که بی ادب می شم بعضی وقتا) . خلاصه اون کتاب کذایی رو هنوز خودم تموم نکردم بنابراین هنوز نمی تونم معرفی اش کنم و بحث راه بندازم. گرچه شک دارم اگرم معرفی کنم اتفاق خاصی بیافته.(هتاو جان هی تو متلک بگو کیه که ککش بگزه) بنابراین تا اون روز موعود فعلا مجبورید همین پرت و پلا ها رو بخونید. خب از دیشب تا حالا (که جمعه هست و تعطیله) من مثل عقده ای ها فیلم نگاه کردم که ...

سلام ما از اهالي امروزيم. اين از وبلاگ نويسي مون هم پيداست. جو گير هستيم. وقتي يه كاري رو شروع مي كنيم مي خوايم باهاش دنيا رو عوض كنيم.مي خوايم همه دنيا ما رو ببنين و به كوچكترين نكات حساس ايم. بي اراده هستيم. امكان نداره يه كاري رو تا آخرش انجام بديم. تموم كننده خوبي نيستيم. فقط شروع مي كنيم و بعد رهاش ميكنيم. نه فقط اين باشه ها… هر كاري حتي كاري كه نفعش براي خودمون هست.اگه ميخوايم زبان بخونيم، اگه ميخوايم موسيقي ياد بگيريم يا نقاشي، اگه ميخوايم ورزش كنيم. تا هم ديگه رو ميبينيم واسه آينده، ديدارهاي بعدي، و كارهاي جالبي كه مي تونيم انجام بديم حرف ميزنيم. از اينكه چقدر بهمون خوش گذشته و بايد ...

امروز مادربزرگم مرد… دارم به اين فكر مي كنم كه چند وقت بود باهاش صحبت نكرده بودم. چند وقت بود نديده بودمش. شايد يك سال و ديگه هرگز نمي تونم… ديگه نمي شنوم كه به مگس بگه مگز، به ايدز بگه ايييزد، به سگ بگه سك. وقتي عصباني بشه بگه خاك بر سر كافر. ديگه نمي شنوم كه بگه “چون اجل سر رسد طبيب ابله شود”. اتفاقي كه در مورد خودش افتاد و اشتباهات پزشكي باعث مرگش شد. ديگه  دليلي براي دور هم جمع شد عمه ها، شب نشيني ها، آشتي ها وجود نداره. از اين به بعد كوچكترين دلخوري تبديل به كينه هميشگي مي شه چون دليلي براي گذشت و پا پيش گذاشتن نيست. ديگه خونه اي نيست كه ...

چند وقت پيش رگم رو زده بودم. همه گفتن هر چي پيش بياد حكمت خداونديه. نبايد مقاومت كرد.باشه، وقتي مردم خدا بايد يكي يكي حكمت همه كارهاش رو برام توضيح بده، بعدش با خيال راحت ميرم جهنم… +50