دو، سه داستان و شعر برای کودکان نوشته‌ام که هنوز جای کار دارد و به تازگی کتابی در زمینه کودک ترجمه کرده‌ام. در مورد اخیر با دوست گرامی ابوالفضل صحبت می‌کردیم که متوجه نکته‌ای شدم.

   معمولا کارهایم را، چه ترجمه یا تالیف، به تعدادی از دوستان می‌دهم تا مطالعه کنند و نظرات‌شان را بگویند. موردی که در خصوص موضوعات مربوط به کودکان بسیار با آن برخورد می‌کنم این است که فلان کلمه برای کودک سنگین است یا مفهموم را نمی‌فهد. بهتر است ساده‌سازی شود.

   در برخی موارد درست است.مثلا ممکن است برای کودک در سن دبستان یاد گرفتن لغتی هنوز بسیار زود باشد اما به نظر من بسیاری از این ساده‌سازی‌ها چه در ترجمه و چه در تالیف نابجاست. فکر میکنم از کارکردهای مطالعه افزایش دایره لغات، بهبود نگارش و یادگرفتن املای لغات است که به نظرم ساده‌سازی مانع از رسیدن به این هدف می‌شود.

   خاطرم هست وقتی کودک بودم با خواندن کیهان بچه‌ها و یا کتاب‌های دیگر اغلب اوقات با لغاتی بر می‌خوردم که معنایش را نمی‌دانستم اما به سادگی از پدر و مادرم می‌پرسیدم و می‌آموختم اما امروزه گویا انتظار بر این است که کتاب طوری نگارش شود تا هیچ سوالی برای کودک پیش نیاید. در حالیکه در کتاب کودکان یک بخشی از کار با نویسنده یا مترجم است، تصویرساز و روای قصه نقش بسیار مهمی بازی می‌کنند. اگر در YouTube ویدئوی خواندن کتاب برای کودکان را سرچ کنید می‌بنید که معمولا خواننده داستان در هر صفحه کمی درنگ می‌کند اگر کودک سوالی داشته باشد پاسخ می‌دهد حتی اگر کودک سوالی نداشته باشد خود راوی ازکودک سوال می‌پرسد. اگر برای بار چندم باشد که کتاب برای کودک خوانده می‌شود اجازه می‌دهند تا خودش داستان را تکمیل کند و از او سوالاتی می‌پرسند. یعنی کارکرد قصه برای کودک فقط سرگرمی یا خوابیدن نیست.

   اینهمه ساده‌سازی فرصت فکر کردن را از کودک می‌گیرد. به فرض هم که کودک معنای برخی از لغات را نداند و یا برخی از قسمت‌های داستان را به خوبی متوجه نشود. همه اینها فرصتی برای یادگیری، اندیشیدن و تخیل است. این عقیده شخصی من است و به همین دلیل اغلب ترجمه و تالیف هایی که هم اکنون در ایران برای کودکان صورت می‌گیرد از نظر من ( نه به عنوان یک مترجم یا مولف که ادعایی روی هیچ کدام ندارم، بلکه به عنوان یک ناظر) ضعیف و غیرقابل قبول است و حتی به عنوان یکی از دلایل ضعیف بودن انشا و املا و پایین بودن دایره لغات کودکان میتواند مورد توجه و تحقیق قرار بگیرد. از طرفی اینهم ساده گی در کلمات توصیه میشود از طرف دیگر در تصویر سازی روز به روز با پیچیدگی هنری بیشتری مواجه هستیم به طوریکه برخی کتابها دیگر نه فضای کودکانه‌ای دارند و نه کمکی به فهم داستان میکنند که البته در این مورد جا برای نظر دادن من نیست و فکر میکنم محمود بهتر می‌تواند در این زمینه بگوید.

  در نهایت از آنجا که همین امروز ترجمه مطلبی در خصوص آموزش و خلاقیت ترجمه کردم (مطلب قبلی) از جهاتی این موضوع به نظرم بی‌ربط نیامد چه از منظر و کارکرد آموزشی کتاب کودکان که مداوم توصیه می‌شوم به ساده‌سازی چه از نظر لغات و چه از نظر مفهوم که می‌خواهیم همه چیز برای کودک روشن باشد و چه از نظر معنا که هیچ چیز را به دست تخیلیش نمی‌سپاریم.

2 دیدگاه به ثبت رسیده است .

  1. ابوالفضل می‌گه:

    هتاو گرامی سلام،
    نکته قابل تأملی بود که مطرح کرده بودی و در موردش صحبت کردیم. اما راستش را بخواهی فکر می کنم این بحث بی پشتوانه است. راستش این طور بحث کردن اگرچه به طرح مسئله کمک می کند اما لزوماً نتیجه یا جمع بندی درخور توجهی ندارد و بیشتر به تصورات ذهنی فرد مخالف یا موافق متکی است.
    چون احمد رشته اش زبان شناسی و آموزش به کودکان است در این مورد از او راهنمایی گرفتم که در یک فرصت مناسب بیشتر با هم صحبت می کنیم. البته قرار شد احمد هم یکی دو مقاله و کتاب در این زمینه معرفی بکند و شاید بتوانیم یک خط مشی کلی برای خودمان و احتمالاً انتشارات دربیاوریم.
    ممنون از اینکه می نویسی و کم کاری های بقیه را جبران می کنی.
    سال نو پیشاپیش مبارک.

    • هتاو می‌گه:

      ابوالفضل عزیز
      همانطور که در نوشته ام امده نظر خودم را عرض کردم و فکر نمیکنم ادعا کرده باشم که به جمع بندی رسیده ام. نظر من در این خصوص همانقدر ولید است که نظر شما که آن روز بیان کردید. لذا بله من هم معقدم هم نظر من و نظر شما بی پشتوانه است و لذا به همین دلیل نظر یک زبان شناس را در این خصوص جویا شدم.

دیدگاه خود را بنویسید


*