نمیدانم در حال حاضر چقدر جامعه (ایرانی) با بیماری Bipolar (دوقطبی) آشنایی دارد. خاطرم هست پیشترها Depression  (افسردگی) مایه شرم و خجالت بود و طرف را دیوانه می‌دانستند. اما اکنون آشنایی بیشتری نسبت به این بیماری وجود دارد.

   چه افسرده و چه دوقطبی، این افراد خانواده‌هایی دارند که آنها نیز در رنج‌اند و شاید کمتر به وضع آنها توجه شده باشد. اگر با یک فرد افسرده و یا دوقطبی ازدواج کرده باشید چه باید بکنید؟ در مقاله زیر توصیه‌هایی برای افرادی که همسرشان دارای بیماری Bipolar است آورده شده است. بعد از آن یک تست را برای سنجش ترجمه کرده‌ام.

ازدواج با یک فرد افسرده و یا دوقطبی: 6 نکته حیاتی

توسط: ترسی جی بورچارد

منبع

بگذارید با آمار شروع کنیم: تاثیر افسردگی بر ازدواج بسیار بیشتر از آرتریت روماتوئید[1] و یا بیماری قلبی است. 90 درصد ازدواج هایی که در آن یکی از زوجین دوقطبی باشد به طلاق ختم می‌شود. نرخ طلاق افرادی که در آنها بیماری دوقطبی تشخیص داده شده سه برابر معمول جامعه یعنی 50% است.

تمام اینها یک معنا دارد:ازدواجی که در آن یکی از طرفین از افسردگی و یا دوقطبی رنج ببرد بسیار شکننده است.

میدانم، زیرا خودم در چنین ازدواجی هستم.

شش نکته که به ما و زوج‌های دیگر کمک کرده است تا جزو این آمار نباشیم اینهاست:

  • چرت و پرت گفتن را کنار بگذارید.

اگر با کسی ازدواج کرده‌اید که در مرحله انکار است، کار سختی در پیش دارید. “من دیوانه نیستم”. ” هیچ چیزیم نیست”. ” دارو نمی‌خورم” اینها عباراتی است که ازدواج شما را به هیچ عنوان به سمت خوشبختی نمی‌برد. دکتر روانشناس سینتیا لست[2] در کتابش ” وقتی کسی که دوستش دارید، دوقطبی است” یک فصل کامل را به موضوع انکار و اینکه چه باید بکنید اختصاص داده است. او پیشنهاد می‌کند که به طرف مقابل‌تان کتاب‌هایی بدهید که می‌تواند با آنها ارتباط بگیرد و مقالات با موضوعات مربوط برایش تهیه کنید.

همچنین می‌توانید به دنبال نظر متخصصین بروید و یا شواهد و بازخوردهایی از دوستان و خانواده به وی بدهید، لیستی از نشانه‌های قانع‌کننده (مانند عکس‌هایی که به آنها مفتخر نیست) و یا نشانه‌های ژنتیک در خانواده‌اش می‌توانند مفید باشند. گرچه ممکن است طرف مقابل‌تان طفره برود و بگوید که مثل مادرش حرف میزنید، اما شما سعی‌تان را برای آگاهی‌اش کرده‌اید و این تمام کاری است که در این باره می‌توانید انجام بدهید.

  • دکتر مناسب را بیابید.

به دنبال دکتر مناسب گشتن به نظر من مانند خرید اولین خانه‌تان است. عوامل زیادی باید در نظر گرفته شوند – اینکه مثلا فقط از کاشی‌های حمام و کابینت‌های توالت خوش‌مان آمده باشد کافی نیست- اگر در این تصمیم عجله کنید ممکن است به مدت طولانی گرفتار زندگی در خانه‌ای بشوید که از همه چیزش غیر از کاشی‌های حمام متنفرید. دکتر نامناسب می‌تواند ازدواج شما را به نابودی بکشاند و وضع شما را بدتر کند.

اگر همسر شما دوقطبی است، این موضوع اهمیت بیشتری دارد زیرا به طور متوسط ده سال طول می‌کشد تا بیمار دوقطبی بیماری‌اش به درستی تشخیص داده شود. حدود 56 درصد این بیماران تشخیص افسردگی حاد دریافت می‌کنند. من این را خوب می‌دانم چون به هفت دکتر مراجعه کردم و هزاران تشخیص متفاوت دریافت کردم تا اینکه نهایتا تشخیص درست داده شد. این دکتر زندگی و ازدواج مرا نجات داد.

  • وارد یک رابطه سه طرفه شوید

در هر شرایط دیگری از اینکه فرد دیگری در جزئیات زندگی من و همسرم باشد متنفرم. در روابطه سه طرفه همیشه یکی جا می‌ماند و همه منصفانه رفتار نمی‌کنند. اما برای ازدواجی که بیماری مانند افسردگی و یا دوقطبی در آن وجود دارد، رابطه سه طرفه شما، همسرتان و دکتر لازم و ضروری است. باعث می‌شود همسرتان با دکترش رو راست بماند و یا دست کم دکترش برای فهمیدن حقیقت زجر نمی‌کشد. مثلا همسرتان به دکترش می‌گوید:” من خیلی خوبم، داروها واقعا اثر می‌کنند.” بعد شما نزد دکتر می‌روید و گزارش می‌دهید که :” کل دو هفته گذشته را گریه کرده و حتی یک کلمه با دوستانش حرف نزده و مدام از کارش مرخصی گرفته است.”

این رابطه سه جانبه همچنین به شما اجازه می‌دهد که راجع به وضعیت همسرتان اطلاعات کسب کنید. مثلا ممکن است مطلع نباشید که فاز شیدایی چگونه است مگر اینکه دکتر آن را برای شما تشریح کرده باشد. گاهی فهم مشترک دو طرف از علائم کافی است تا زوج بتوانند فازهای شیدایی و یا افسردگی را پشت سر بگذارند زیرا با کمک یکدیگر می‌توانند قدم‌هایی برای تغییر این فازها بردارند.

  • رعایت یکسری از قوانین

من و همسرم یکسری قوانین برای خودمان گذاشته‌ایم: من قول داده‌ام که بعد از سه روز پی‌در‌پی گریه کردن و یا بی‌خوابی با دکترم تماس بگیرم. اگر فکر خودکشی داشتم به او بگویم. او هم وقتی که خطری برای سلامتی خودم محسوب بشوم، کنارم بماند. اگرچه در تمام این قوانین مهم‌ترین نکته این است: قول داده‌ام که داروهایم را مصرف کنم. همانطور که در فیلم ” از این بهتر ممکن نیست”[3] جک نیکلسون به هلن هانت گفت، هلن باعث می‌شد تا جک بخواهد آدم بهتری بشود. واقعیت این است که خیلی از ازدواج‌ها در این مرحله گیر می‌کنند که طرفین چنین احساسی نسبت به هم داشته باشند.

بدون شک، بزرگ‌ترین چالشی که با آن در درمان دوقطبی مواجه شدیم پیوستگی درمان است. کی ردفیلد جمیسونِ[4] روانشناس در بیست و یکمین مراسم سالیانه بیمارهای خُلقی دانشگاه جان هاپکینز اشاره کرد:” دلم می‌خواهد این را روشن کنم که هیچ داروی موثری برای بیماری که نخواهد آن را مصرف کند وجود ندارد. “.حدود 40-45 درصد بیماران دوقطبی داروهایشان را آنچنان که تجویز شده مصرف نمی‌کنند. بنابراین قوانینی بگذارید و مطمئن شوید که “پیوستگی درمان” را در این قوانین گنجانده‌اید.

  • زبان بیمار را بیاموزید

گاهی وقتی در حال توصیف حالم هستم و میگ‌ویم که چقدر عصبی و یا افسرده‌ام فراموش می‌کنم که کلماتم چقدر ممکن است آزار دهنده باشد. ” دلم میخواد بمیرم” .” هیچی برام مهم نیست”. ” کاش سرطان گرفته بودم و راحت می‌شدم”. خوشبختانه همسرم میداند این افسردگی‌ام است که حرف می‌زند، نه من. او توانسته همسرش را از بیماری جدا کند. این نتیجه حجم زیادی از تحقیقات از جانب او و چند مکالمه با روانشناس من است.

  • سلامت عقلی خودتان را حفظ کنید.

همسران افرادی که افسرده هستند و یا از اختلال دوقطبی رنج می‌برند ناخواسته تبدیل به پرستار سرخانه می‌شوند و با ریسک بالایی در معرض افسردگی و استرس هستند. تحقیقات دانشکده پزشکی دانشگاه ییل نشان داده است که حدود یک سوم افرادیکه به صور مدام از عزیزان بیمارشان در خانه نگه‌داری می‌کنند از افسردگی رنج می‌برند. یک مطالعه در بریتانیا نشان داده است یکی از هر چهار خانواده‌ای که از عزیزانشان نگه‌داری می‌کنند دارای معیارهای بالینی اضطراب هستند.

به این علائم توجه کنید: احساس خستگی در اغلب مواقع، نشانه‌های فیزیکی استرس مانند سردرد و تهوع، کج‌خلقی، بی‌انرژی بودن، تغییر در عادات خواب و خوراک، حس تنفر نسبت به همسر،کاهش صمیمیت در رابطه.

یادتان باشد اگر اول ماسک اکسیژن خودتان را محکم نکنید نمی‌توانید کمک کنید. اگر همسرم بعضی وقت‌ها نرود و گلف بازی نکند باید با هم برویم و در بیمارستان بستری شویم.

 

 

آیا از اختلال دوقطبی رنج میبرید؟

توسط دکتر جان ام. گروهول[5]

لینک تست در اینجا

از این تست کوتاه برای اینکه بفهمید آیا باید به روانپزشک مراجعه کنید، استفاده نمایید.

دستور العمل: برای هر آیتم مشخص کنید که به چه اندازه با عبارت بیان شده مخالف یا مواففید. برای بیشتر افراد تکمیل این تست بین 5-7 دقیقه طول میکشد. به سوالات با حوصله و صادقانه پاسخ دهید تا دقیق ترین جواب را بگیرید.

 

من [سن تان را وارد کنید] ساله هستم.      زن/ مرد [جنسیت را انتخاب کنید]

1- گاهی اوقات حراف میشوم و یا تند تر از حد معمول حرف میزنم.

اصلا

کمی

تاحدی

نسبتا

زیاد

خیلی زیاد

2- گاهی اوقات بسیار فعال میشوم و بیش از حد معمول فعالیت میکنم.

اصلا

کمی

تاحدی

نسبتا

زیاد

خیلی زیاد

3- دچار حالت هایی میشوم که بسیار حساس و زود رنج میشوم.

اصلا

کمی

تاحدی

نسبتا

زیاد

خیلی زیاد

4- پیش امده که همزمان هم بسیار سرخوش و هم بسیار افسرده باشم.

اصلا

کمی

تاحدی

نسبتا

زیاد

خیلی زیاد

5- پیش می آید که بسیار بیش از حد معمول به س ک س متمایل باشم.

اصلا

کمی

تاحدی

نسبتا

زیاد

خیلی زیاد

6- اعتماد بنفسم از خیلی بالا تا حد شک به خودم نوسان میکند.

اصلا

کمی

تاحدی

نسبتا

زیاد

خیلی زیاد

7- در کیفیت و کمیت کارم نوسان زیادی وجود دارد.

اصلا

کمی

تاحدی

نسبتا

زیاد

خیلی زیاد

8- گاهی بدون دلیل خاصی خیلی عصبانی میشوم و یا رفتار خصمانه ای نشان میدهم.

اصلا

کمی

تاحدی

نسبتا

زیاد

خیلی زیاد

9- متناوبا از نظر ذهنی خلاق و بعد در دوره ای کند میشوم.

اصلا

کمی

تاحدی

نسبتا

زیاد

خیلی زیاد

10- گاهی اوقات از بودن با دیگران لذت میبرم و گاهی دلم میخواهد با افکارم تنها باشم.

اصلا

کمی

تاحدی

نسبتا

زیاد

خیلی زیاد

11- به طور متناوب بسیار خوش بین و بسیار بدبین میشوم.

اصلا

کمی

تاحدی

نسبتا

زیاد

خیلی زیاد

12- به صورت متناوب وارد فازهای گریه و خنده شدید میشوم.

اصلا

کمی

تاحدی

نسبتا

زیاد

خیلی زیاد

[بر روی Score m bipolar Quiz کلیک کنید. یک عدد و توضیحات نشان داده میشود. امتیازتان را در جدول زیر بیابید و توضیحات مربوط را بخوانید]

جدول امتیاز

امتیازشرح
51 به بالانشانه های جدی دوقطبی
50-36دارای نشانه های دوقطبی متوسط رو به بالا
35-25احتمال دوقطبی وجود دارد
24-16دوقطبی نوع 2 و یا افسردگی
15-10احتمال افسردگی
9-0احتمال دوقطبی وجود ندارد.

 

این تست یک ابزار تشخیصی نیست. تنها یک روانپزشک یا روانشناس میتواند نظر قطعی و دقیق بدهد.

 

 

[1]  روماتیسم مفصلی یک بیماری سیستمیک و مزمن است

[2]  Cynthia Last

[3]  As good as it gets :

[4] Kay Redfield Jamison

[5] John M. Grohol, Psy.D.

2 دیدگاه به ثبت رسیده است .

  1. گشواد می‌گه:

    بله…من 32شدم…گشواد هستم..دوقطبي…سلام گشواد…عكسه چه باحاله براي دو قطبي طراحي كردن….

دیدگاه خود را بنویسید


*

code